العلامة المجلسي
32
عين الحيات ( فارسى )
و به درستى كه حقتعالى در ماجراى تو و عثمان آيهاى چند فرستاده ، و آن آيات را كه گذشت حضرت بخواند ، و انطباق جميع آن آيات بر اين قصّه بر خبير پوشيده نيست ، از بيرون كردن ابو ذر ، و قصّه فدا كه ابو ذر از او سؤال كرد و جواب گفت ، و خوارى دنيا كه به حال سگان كشته شده ، و عذاب آخرت كه ابد الآباد در عذاب معذّب است ، پس مروان بن حكم عليه اللعنه را حكم كرد كه ابو ذر را با عيال از مدينه بيرون فرستد به جانب ربذه ، و تأكيد كرد كه كسى از صحابه به مشايعت او بيرون نروند ، و ليكن اهل بيت رسالت با جمعى از خواصّ امر عثمان را اطاعت نكرده به مشايعت بيرون رفتند ، و او را دلدارى نمودند « 1 » . اخراج ابو ذر از مدينه چنانچه محمّد بن يعقوب كلينى رحمه اللّه روايت نموده كه : چون ابو ذر از مدينه بيرون رفت ، حضرت امير المؤمنين و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام و عقيل برادر حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و عمار بن ياسر به مشايعت او بيرون رفتند . و چون هنگام وداع شد ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود كه : اى ابو ذر تو از براى خدا مورد غضب گرديدى ، امّيد بدار از او كه از براى او غضب كردهاى ، اين گروه ترسيدند كه تو در دنياى ايشان تصرّف نمائى ، و تو ترسيدى بر دين خود ، و دين خود را به ايشان نگذاشتى و حفظ كردى ، پس تو را از بلاد خود براندند ، و به بلاها ممتحن ساختند ، و اللّه كه اگر راههاى آسمان و زمين را بر كسى ببندند و او پرهيزكار باشد ، البته حقتعالى راه گريزى از براى او مقرّر مىفرمايد ، مونس تو
--> ( 1 ) بحار الانوار 22 / 426 - 428 ح 36